{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
exuding
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
ترشح کننده
معنی exuding, معنی ثزعیهئل, معنی exuding, معنی اصطلاح exuding, معادل exuding, exuding چی میشه؟, exuding یعنی چی؟, exuding synonym, exuding definition,
معنی Crude
,
ترجمه Crude
به فارسی,
معنی بستن، گرفتار واسیر کردن، مقید ومحصور کردن، بهم , پیوستن، چسباندن، صحافی کردن ودوختن، الزام اور , وغیر قابل فسخ کردن (بوسیله تعهد یابیعانه)، متعهد , وملزم ساختن، بند، قید، بستگی، علاقه
,
ترجمه بستن، گرفتار واسیر کردن، مقید ومحصور کردن، بهم , پیوستن، چسباندن، صحافی کردن ودوختن، الزام اور , وغیر قابل فسخ کردن (بوسیله تعهد یابیعانه)، متعهد , وملزم ساختن، بند، قید، بستگی، علاقه
به انگلیسی,
معنی rocking behavior
,
معنی sale record
,
ترجمه sale record
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی